تبلیغات
مهتاب موعود - مجموعه ای کامل از شعر فریدون مشیری
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            فروغ مهتاب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من



امام‌ خمینی‌(ع‌) پس‌ از شكستن‌ سد، دروازه‌های‌ حكمت‌ و معنویت‌ قرآن‌ را به‌سراسر جهان‌ گشود و همچون‌ خورشید فروزان‌ و ماه‌ درخشان‌ در آسمان‌ دین‌، پرده‌ ازحقایق‌ قرآن‌ و ‌ كلمات‌ ائمه‌ اطهار(ع‌) برداشت‌ و دنیای‌ قرن‌ بیست‌ و یكم‌ را به‌دانشگاهی‌ بس‌ شگرف‌ در فراگیری‌ الفبای‌ زبان‌ عرفان‌ علوی‌ تبدیل‌ كرد و همچنین‌ ابواب‌كرامت‌ و اسرار قدرتهای‌ خارق‌العاده درونی‌ را به‌ روی‌ انسان های‌ این‌ عصر، بالاخص‌مشتاقان‌ فتوت‌ و جوانمردی‌ خویش،‌ باز نمود. استاد یعقوب قمری شریف آبادی
نظر شما در مورد وبلاگ من چیست؟





برچسبها

مجموعه ای کامل از شعر فریدون مشیری

 

از دریچه ماه

 





دماوند
ببند پنجره را
گل و گلوله
سیمرغ و تهمتن
تا دریا
جامه دران
پرچم ظفر
ای خوش ترین ترانه
دریغ
مژدگانی اندوه
پیوند با جهان هستی
در جستجوی عدالت
شراب ارغوانی
زنده اند
داستان امام خواجه به نیشابور
پیوند جان
کوهیاران
شیران و کبوتران
زبان آتش و آهن
قهقهه
مرگ نرگس
آفرین

رستگاری
تا قله با صلیب
در دوزخ زمانه
هرگز نمی پرسم
سرنوشت
آواز خورشید
تبسم نوروز
درد فراق
نسیم رهایی
با امواج
پوزش
آتش
دلداری
نویدهای امید
بغض خاموشی
از دریچه ماه
شادی دوست
آزاده
قدرت اهریمنی
بوم
پیمان
از ازل تا ابد

پرتو تابان
پیچک
البرز
با خون شعرهایم
دریاچه قو
بانوی رویاهای من
آشتی! آشتی!
اقیانوس غم
این نیز بگذرد
دست هایش
دیگر نیست
کوهک
بر بالین خرمشهر
شکرانه رهایی و پرواز
در آسیاب جهان
برگ های سوخته
پرواز و فرود
گریه خاموش
بهار سرخ
شب آخر (۲)
زنده با آرزو


نوایی هماهنگ باران

۱۳۸۴





در برابر شب
ابراز عشق
رنگین کمان
بر فراز ستاره
بهاری دیگر
در بهشت دوزخیان
رمز آسودگی
عقاب
بوی عشق
مرثیه های غروب
در پی هر خنده
در پی هر گریه
نه آوا نه ترنم
عدالت
شادی
ای امید!
مهار مهر
گام نخستین
اسرار در اسرار
دست عدل
چشم دل
آسمان با من است

غزلی در بهار
پنجره ای بر غروب
این آتش سوزنده
مانند خورشید
یادآوران
هر چه زیبایی و خوبی
پارسی
صدهزاران جان
یک آسمان نگاه
کیست...؟ آیا کیست...؟
در صحرای بردباری
با ماه
فریاد شوق
اشک پنهان
کوچ یا سفر
شبانه های شباهنگ
شفق
نوروز
افسوس بر خویش
شعله در قفس
آیینه قهر روزگاران
طاعون

فرمان پیر ما
محال پرست
پیمان زندگی
خوان هشتم
گل های بی گناه
از دام تا قفس
بیژن و منیژه در زمان دیگر
با یاد کوچه
این شعر شکسته بسته
روی بر دیوار
بیگانه
طاووس کوهسار
گل باغ اشتیاق
تسلیم
دعا
پهلوانان
سیمای آسمانی حق
ناکجا
پلید
فرعون
نوایی هماهنگ باران
نور عشق


تا صبح تابناك اهورایی

۱۳۷۹





نوروز می رسد :
آن انتظار شیرین
در میدان زندگی
مهربان ، زیبا ، دوست
با آسمان
حیران
باغ در پنجره
بوی ”محبوبه شب “
بهار ، روح هستی
دوباره عشق
ستون سهند
روح باران را بگو
رگبار بی امان
راهیان مهر
خبر
با من چكار داری
خورشید ، با دو سرخی
غروب
گرداب
بیشه ؟ كندو ؟
اندوه بانوی بید

شهنامه چه می گفت
دو برگ سبز
افسون
خانه بر امواج
پیام آور مهر
چقدر ...؟
افسونگر
یادها
همچنین باد
دنیا به هم نمی خورد
شهر
مادران
گرمای عشق
گلبانگ جهانتاب
ایران و جوانان
یغماگران دریا
با كاروان صبح
ستاره و ...
از قفس
تنها به این امید
سر می كشید یاد ...

پرواز اولین
یك آسمان پرنده
پرواز لحظه ها
چشم در راه
آن سوی نیمه شب
گوشه دل تنگی
روی لحظه های زمان
نشانه ای ز رهایی
تاراج آشیانه نیلوفر
آوازهای شاد
در دشت آسمان
خط آتش
باد در قفس
گر تو آزاد نباشی
شرم
با شباهنگ
همزاد
به سوی جان
در چشم ستاره


آواز آن پرنده غمگین

۱۳۷۸





سپاس
سیمرغ
جست و جو
من می سرایم تا ...
ناسازگار
چكاوك
فرمان نهانی
یك نگاه مهربان
دل افروزتر از صبح
سمنزار
آواز آن پرنده غمگین
یك گردباد آتش
در عصر ارتباطات ماهواره
پشت این در
رخش سپید خورشید
تاج سر آفتاب
بر صلیب
زمین و آدمی
خواب های طلایی
بركه
با یاد دست های تو
زیبای وحشی

چه آتشی
آیینه و جمال
كو ... كو... ؟
شادی خویش
نام تو
فال
شب آخر
خار و روزگار
هم آوای برق
یك لحظه آرامش
تا روشنی های بلند آسمانی
در بهشت رویا
آب و خاك ، باد و آتش
بر بال باورها
جور دوست
خواب
بوی گل یخ بود كه ...
مسافر
گلبانگ رهایی
برگ ریزان
در یك نگاه شبنم و خورشید
از بالای بام

بوسه و آتش
كبوتر
باغ صدف
پاییز
ناخدا
با قلم
آشتی
خواب ارغوان
بهار سپید
سه تابناك
نثار
تا سپیده
دست‌های پرگل‌اند این شاخه‌ها
چه اتفاقی باید بیفتد ؟
بر بام هفت گنبد گردون
جهان شگفتی
زمان
نوازش استاد
پرندگان باغ های نور


لحظه‌ها و احساس

۱۳۷۴





آرزوی پاك
آه
دل افروزان شادی
هدیه دوست
از اوج
گلبانگ تو
سرود
پس از باران
سكوه روشنایی
محیط زیست
دریچه
از صدای سخن عشق
هركه با ما نیست
بهار خاموش
ای وای شهریار
آیا برادرانیم ؟
شكار
حرف طرب انگیز
روح چمن
قصه شیرین
چراغ راه

ابر بی باران
سحرها ، همیشه
مثل باران
تا لب ایوان شما
بهاری پر از ارغوان
رازنگهدارترین
یاد كنار
عشق
بی خبر
هیچ و باد
ناگهان جوانه می كند
قهر
نوایی تازه
در كوه های اندوه
دل تنگ
خوش آمد بهار
سرود كوه
حصار
برف شبانه
بیهودگی
سحر

در بیشه زار یادها
ذره ای در نور
ترنم رنگین
درس معلم
زبان بی زبانان
لحظه و احساس
آیا ...؟
به یاران نیمه راه
زبان معیار
آن سوی مرز بهت و حیرت
ای جان به لب آمده
حاصل عشق
آه ، آن همه خاك
لبخند سحرخیزان
چگونه ...
... زبانم بسته ست
ای داد ...
چشمان سخنگو
ای خفته روزگار


با پنج سخن‌سرا

۱۳۷۲





نگهدار ایران
خروش فردوسی
بیدار

پیام آور بیداری
نظامی
همراه آفتاب

حافظ


از دیار آشتی

۱۳۷۱





نسیمی از دیار آشتی
نقش
بازبان اشك ، اینك
یك آسمان پرنده
پرواز لحظه ها
آزادگی
در آیینه آسمان
گوشه ها و پرده ها
پنجره
غریق
دوستی
آن سوی دیوارهای نومیدی
می‌توانستی كاش ...
ارغوان
در تماشاخانه دنیا
نگاهی ، یك جهان فریاد
یگانگی
دست‌هامان نرسیده‌‌است به هم
یوسف
شالیزار

شور شنهاز
امید
راز هر چه باداباد
بردبا كیست ؟
در این اتاق كوچك
تو را كه دارم
روح سحر
داس مرگ و تیر عشق
تاجی كه آسمان به سرم زد
شجاع
شیر شكاران
از چشمه تا دشت
آخرین پناه
نوروز و نرگس
همچو گیسوی بلند تو شبی
زیبای جاودانه
یك گله شیر وحشی
با عشق
گرگ
بگو به آن كه ، دل از بار غم ...

پنجاه و هشت ثانیه پندار
شاید محال نیست
لبخند چشم تو
نخستین نگاه
خورشید یك غزل
امواج رهسپار
خشم
گلبانگ سپیده
ای خوب جاودانه
بی گفت و گو
كاش از پس صد هزار سال
رود و راه
ای دل
ای عشق
ای عشق
ای عشق
ای عشق


آه ، باران

۱۳۶۷





همیشه با تو
چگونه می سرایی ؟
انسان باشیم
آه ، باران
شب های كارون
پیوند دست ها
روی در روی سیاهی
هاله هول
آوایی از سنگر
از نور حرف می زنم
آب باریك
بهشت خاطر
جهنم سبز
باغ
از خون جوانان وطن
لبخند مبارك مسیحا
ایثار

برای بوته های جاودان غریب
شعر كوه ، و شعر من
كشمیر
از دوردست خواب رهایی
تا سر اپرده شیرین شكر
بر شانه های تو
كمال الملك
درس محبت
ستاره گفت
زبان نگاه
تنها ، باد
سراب
صبح است
دو گلواژه
در گذرگاه جهان
صدای كف زدن لحظه ها
شعله بیدار

یلدا
درنگی در نهاد لحظه آغاز
آفاق پریشانی
برگ و باد
با سادگان صبور
دیلمان
در پیش آن دو بوته رنگین پامچال
با درخت
فرود
تنهاتر از همیشه
یاد یار مهربان
چراغ چشم تو
محو و مات
مادر و نرگس
نمی خواهم بمیرم
دوست بدارید


مروارید مهر

۱۳۶۵





صدای یك تن ، در این بیابان
قطره ، باران ، دریا
فریادهای خاموشی
دام
پاسخ
طلوع
نگاهی به آسمان
شب ها كه می سوخت
صدف
از ژرفای آن غرقاب
ما ، همان جمع پراكنده
برآمدن آفتاب

پرواز
بغض
سنگ و آیینه
بیكرانه
چشم به راه
در هاله شرم
دلی از سنگ می خواهد
مرگ در مرداب
در بلندی های پرواز
به هر موجی كه می گفتم
احساس
دریا و خورشید

پیكار
جزر و مد
خواب ، بیدار
ارمغان
مهر می ورزیم
سه آفتاب
نیلوفرستان
شعبده
هزاران اسب سپید
فلسفه حیات
دلاویزترین
مروارید مهر


گزینه اشعار

۱۳۶۴





نیایش
آفتاب و گل
رساتر از فریاد
تشنه در آب
بسته

یك نفس تازه
غیر از مهر تو
در آن جهان خوب
ریشه در خاك
امیر كبیر

بادبان بر كوه
درخت و پولاد
در آیینه اشك
از ما با گذشت یاد كنید


از خاموشی

۱۳۵۶





گلبانگ
آفرینش
رنج
آب و ماه
تاریك
با برگ
زمزمه ای در بهار
مسخ
غزلی شكسته
تو نیستی كه ببینی
نه خون ، نه آب ، نه آتش
در زلال شب
غارت
بهمن
گل های پرپر فریاد
راه

پس از غروب
بیا ، ز سنگ بپرسیم
راز
غزلی در اوج
یك گل بهار نیست
دیگری در من
اوج
همواره تویی
هفتخوان
فریاد
عمر ویران
دو قطره ، پنهانی
هنوز ، همیشه ، هرگز
ای بهار
ساقی
دور

دام خاك
شكوه رستن
شكسته
سبكباران ساحل ها
دریا
نخجیر
رنگین كمان گل
آوار درون
پس از مرگ بلبل
همراه
فریاد های سوخته
حلول
با تمام اشك هایم
مسیح بر دار
تنگنا
در میان برگ های زرد


بهار را باور كن

۱۳۴۶





غبار آبی
بهت
ستوه
چراغی در افق
بگو ، كجاست
دیوار
دیگر زمین تهی ست .....
تاك
بدرود
رقص مار
سرود گل

اشكی در گذرگاه تاریخ
آخرین جرعه این جام
چتر وحشت
سفر در شب
خوشه اشك
ای همیشه خوب
بهترین بهترین من
كوچ
ای بازگشته
سوقات یاد
كدام غبار ....؟

ازكوه ، با كوه
طومار و تلاش
سیاه
نماز شكایت
قصه
تر
خاموش
حصار
جادوی بی اثر
بهار را باور كن


ابر و كوچه

۱۳۴۱





خوش به حال غنچه های نیمه باز
دریای نگاه
پرنیان سرد
سرو
كبوتر و آسمان
ستاره كور
شراب شعر چشمان تو
زهر شیرین
پرواز با خورشید
چرا از مرگ می ترسید ؟
بابا ، لالا نكن
اشك خدا
افسانه باران
سرودی در بهار
خورشید جاودانی
برای دادش
خورشید و جام
ترانه جاوید

همراه حافظ
باز آ
شبنم و شبچراغ
لال
صفیر
در ایوان كوچك ما
جام اگر بشكست ...؟
دشت
ماه وسنگ
ناقوس نیلوفر
گل های كبود
اشك زهره
غریبه
كوچه
پند
جادوی سكوت
ابر
چراغ میكده

دریاب مرا ، دریا
دست ها ... و دست ها
سینه گرداب
بیگانه
بهار می رسد ، اما
غبار بیابان
سفر
دریای درد
سرگردان
درخت
غریو
هنگامه
سرود آبشار
فقیر
دریچه
خار
پرده رنگین
شكوفه ای بر شراب
از خدا صدا نمی رسد


گناه دریا

۱۳۳۵





گناه دریا
نغمه ها
آتش پنهان
سرگذشت گل غم
اسیر
شباهنگ
گل خشكیده
بعد از من
پرستش
شمع نیم مرده
پرستو
آفتاب پرست
سكوت

معراج
غروب پاییز
بازگشت
آن روز شاعرم
شب های شاعر
آسمان كبود
دیوانه
چشم من روشن
دوست
ای امید ناامیدی های من
دروازه طلایی
برای آخرین رنج
گل امید

خاكستر
درد
تنها
گرفتار
پشیمان
عشق بی سامان
آرزو
آغوش
رقص
مكتب عشق
شراب
غروب نابهنگام


تشنه طوفان

۱۳۳۴





تشنه طوفان
زندگی
كابوس
آسمان
برگ های سپید دفتر من
میگون
شعر غم انگیز
اشك شوق
آیینه شكسته
نوای بینوایی
كاروان
غزل شاعر
خورشید
آواره
تشنه
دریای خاطرات زمان
آغوش امید
یاد
چه پاییزی است
غروب غم افزا
آتش
فردای ما
زبان بسته
میگون سیل زده
بوسه

فریب تلخ
گل و بلبل
یادگار او
خزان بهشت
دلخسته
یاد آشنا
ترانه
انتظار
شمع مرده
وداع
باد و باران
همزبان
راز شب
مرغ اسیر
در آغوش مهتاب
پشیمانی
گفتگو
مرگ دل
جمال خدا
خفته
قربانی عشق
فال حافظ
چشم به راه
اسیر عشق
افسانه عشق

مادر
آیینه
کیمیا
تار جان
تنها میان جمع
به یاد او
گنجینه
دیدگان
همیشه بهار
حكایت حرمان
تمنا
فردا
درسرچه داری
بی من
طبیب دل
دریا دل
آغوش
افسون
نایافته
‎آغوش پشیمانی
دیدار
شرمسار
خنده خورشید
خزان جاودانی






  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد کل پست ها :