تبلیغات
مهتاب موعود - به یاد ناهید
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            فروغ مهتاب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من



امام‌ خمینی‌(ع‌) پس‌ از شكستن‌ سد، دروازه‌های‌ حكمت‌ و معنویت‌ قرآن‌ را به‌سراسر جهان‌ گشود و همچون‌ خورشید فروزان‌ و ماه‌ درخشان‌ در آسمان‌ دین‌، پرده‌ ازحقایق‌ قرآن‌ و ‌ كلمات‌ ائمه‌ اطهار(ع‌) برداشت‌ و دنیای‌ قرن‌ بیست‌ و یكم‌ را به‌دانشگاهی‌ بس‌ شگرف‌ در فراگیری‌ الفبای‌ زبان‌ عرفان‌ علوی‌ تبدیل‌ كرد و همچنین‌ ابواب‌كرامت‌ و اسرار قدرتهای‌ خارق‌العاده درونی‌ را به‌ روی‌ انسان های‌ این‌ عصر، بالاخص‌مشتاقان‌ فتوت‌ و جوانمردی‌ خویش،‌ باز نمود. استاد یعقوب قمری شریف آبادی
نظر شما در مورد وبلاگ من چیست؟





برچسبها

به یاد ناهید


او فقط 16 سال داشت اما یازده ماه شکنجه ضد انقلاب ، گرداندن با سر تراشیده در روستاها ، قطع دست ،زنده به گور شدن و شهادت را بر توهین به امام امت ترجیح داد.
شهیده ناهید فاتحی کرجو

ناهید فاتحی کرجو در چهارمین روز از تیر ماه سال 1344 در شهر سنندج در میان خانواده ای مذهبی و اهل تسنن به دنیا آمد. پدرش محمد از پرسنل ژاندارمری بود و مادرش سیده زینب، زنی شیعه، زحمتکش و خانه دار بود که فرزندانش را با عشق به اهل بیت (ع) بزرگ می کرد.

ناهید کودکی مهربان، مسئولیت پذیر و شجاع بود که در دامان عفیف مادر، با رشد جسم، روح معنوی خود را پرورش می‌داد. آن قدر در محراب عبادت با خدا لذت می‌برد که به پدرش گفته بود: «اگر از چیزی ناراحت و دلتنگ باشم وگریه کنم، چشمانم سرخ می شود و سرم درد می گیرد. اما وقتی با خدا راز و نیاز کرده و گریه می‌کنم، نه خسته ام، نه سردرد و ناراحتی جسمی احساس می کنم، بلکه تازه سبک تر و آرام تر می‌شوم».

با شروع حرکت های انقلابی مردم ایران، ناهید هم به سیل خروشان انقلابیون پیوست و با شرکت در راهپیمایی ها و تظاهرات ضد طاغوت در جرگه دختران مبارز کردستان قرارگرفت.

روزی با دوستانش به قصد شرکت در تظاهرات علیه رژیم به خیابان های اصلی شهر رفت. لحظاتی از شروع این خیزش مردمی نگذشته بود که مأموران شاه به مردم حمله کردند. آنها ناهید را هم شناسایی کرده بودند و قصد دستگیری او را داشتند که با کمک مردم از چنگال آن دژخیمان فرار کرد. برادرش می گوید؛ «آن شب ناهید از درد نمی توانست درست روی پایش بایستد. بر اثر ضربات ناشی از باتوم، پشتش کبود رنگ شده بود».

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع درگیری های ضد انقلاب در مناطق کردستان، همکاری اش را با نیروهای ارتش و بسیج و سپاه آغازکرد. شروع این همکاری، خشم ضد انقلاب به خصوص گروهک کومله را که زخم خورده فعالیت های انقلابی این نوجوان و سایر دوستانش بود، برانگیخت.

ناهید علاوه بر همکاری با بسیج وسپاه بیشتر وقتش را به خواندن کتاب های مذهبی و قرآن و انجام فعالیت های اجتماعی می گذراند.

اوایل زمستان سال 1360 به شدت بیمار شد و به درمانگاهی در میدان مرکزی شهر سنندج مراجعه کرد. اما از ساعت مراجعتش خیلی گذشته بود و خانواده نگران شده بودند. خواهرش به دنبالش می رود و بعد از ساعت ها پرس و جو پیدایش نمی کند. خبری از ناهید نبود! انگار که اصلاً به درمانگاه نرفته بود! آن وقت ها پدر ناهید در جبهه خرمشهر بود و مادر نگران و دست تنها، به تنهایی همه جا دنبال او می گشت. تا اینکه بالاخره از چند نفر که ناهید را می شناختند و او را آن روز دیده بودند شنید که: چهار نفر، ناهید را دوره کرده، به زور سوار مینی بوس کردند و بردند!

بعد از ربوده شدن ناهید، خانواده او مرتب مورد تهدید قرار می گرفتند. افراد ناشناس به خانه آنها نامه می فرستادند که: اگر باز هم با سپاه و پیشمرگان انقلاب همکاری کنید، بقیه بچه هایتان را هم می‌کشیم

او ناهید بود که با شهامت و ایستادگی قابل تحسین از مقتدای انقلابی خود حمایت کرده و زیر بار حرف زور آنها نرفته بود. مردم روستا در آن شرایط سخت که جرأت حرف زدن نداشتند، به وضعیت شکنجه وحشیانه این دختر اعتراض کرده بودند. اما هیچ گوش شنوا و مرد عملی پیدا نشده بودکه ناهید، دختر جوان و انقلابی را از چنگال ستم آنها رهایی بخشد

چند وقتی از ربوده شدن ناهید گذشته بود که خبر گرداندن دختری در روستاهای کردستان با دستانی بسته و سری تراشیده به جرم اینکه «این جاسوس خمینی است!» همه جا پخش شد. یک روستایی گفته بود: آنها سر دختری را تراشیده بودند و او را در روستا می گرداندند . گفته بودند آزادت نمی کنیم مگر اینکه به خمینی توهین کنی!.

او ناهید بود که با شهامت و ایستادگی قابل تحسین از مقتدای انقلابی خود حمایت کرده و زیر بار حرف زور آنها نرفته بود. مردم روستا در آن شرایط سخت که جرأت حرف زدن نداشتند، به وضعیت شکنجه وحشیانه این دختر اعتراض کرده بودند. اما هیچ گوش شنوا و مرد عملی پیدا نشده بودکه ناهید، دختر جوان و انقلابی را از چنگال ستم آنها رهایی بخشد.

از روز ربوده شدن او یازده ماه می گذشت که پیکر بی جان و مجروح و کبود او را با سری شکسته و تراشیده در سنگلاخ های اطراف روستای هشمیز پیدا کردند. روایت دیگر حاکیست که اشرار برای وادار کردن ناهید به توهین نسبت به حضرت امام(ره) اورا زنده بگور کرده بودند.

وقتی جنازه را به شهر سنندج انتقال دادند مادرش بسیار بی تابی می کرد و چندین بار از هوش رفت. پیکر آغشته به خون ناهید اگر چه دیگر صدایی برای فریاد زدن و جانی برای فدا کردن در راه انقلاب نداشت اما کتابی مصور از ددمنشی ضد انقلاب بود. زنان سنندجی با دیدن آثار شکنجه بر بدن ناهید و سر شکسته و تراشیده اش، به ماهیت اصلی ضد انقلاب، بیش از بیش پی برده و با ایمان و بصیرتی بیشتر به مبارزه با آنان پرداختند.

شرایط حاد منطقه در آن سال و خفقان حاکم گروهک‌ها بر مردم، فشار زایدالوصفی که به خانواده شهید رفته بود مادر شهید را بر آن داشت به تهران هجرت کند و پیکر شهید ناهید کرجو، شهید مظلوم سنندجی را در قطعه شهدای انقلاب بهشت زهرای تهران دفن نماید.

چند سال بعد، مادر از اندوه فراق ناهید، بیمار شد و از دنیا رفت. برادر ناهید می گوید: مادرم در تهران ماند و با بچه های کوچک و وضعیت بد اقتصادی مجبور به کار شد. دوران سختی را گذراندیم اما مادر دلخوش بود که نزدیک ناهید است. دلش خوش بود که دیگر لازم نیست کوه به کوه، دشت به دشت و آبادی به آبادی دنبال ناهید بگردد.



منبع: بیت الشهدا





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
          
پنجشنبه 13 مهر 1391
جمعه 10 آذر 1391 11:57
دیشب مستندی در مورد شهادت این بانوی فداكار از شبكه دو پخش شد كه بسیار دردناك بود. بازسازی آن فاجعه دل هر مسلمانی به ویژه ایرانی را زخمی از دشنه های بی مروت منافقین می زد.
چهارشنبه 26 مهر 1391 08:40
سلام

مسابقه وبلاگ نویسی " لبیک یا رسول الله "

جوایز
سفر به عتبات عالیات
سفر به مشهد مقدس و جوایز ارزنده دیگر

منتظر لبیک رسای شما هستیم .
با شرکت در مسابقه یا همراهی یا تبلیغ یا ارسال نظرات سازنده

یا علی
سه شنبه 25 مهر 1391 06:22
آیا زن می تواند «ولی فقیه» شود؟
وظیفه اصلی زنان و بانوان هر جامعه تربیت و پرورش نسل جدید آن جامعه و گرم نگه داشتن كانون خانواده است.
منتظر نظرات شما عزیز می باشم
شنبه 22 مهر 1391 21:57
سلام دوست عزیز، با دلنوشته ای به روزم

خوشحال میشم تشریف بیارید
پنجشنبه 20 مهر 1391 15:49
سلام به کوری چشم دشمنان عرفان و معنویت ما به عرصه اینترنت بازگشتیم از وب ما دیدن فرمایید.
چهارشنبه 19 مهر 1391 07:41
راه حلی سودمند برای قاتل و مقتول
راه حلی مناسب به جای قصاص و دیه
راه حلی برای نجات قاتل از اعدام و بهره مند شدن مقتول از دنیا
راه حلی به وسعت تاریخ
برای اطلاع از این راه حل به آدرس
http://serat.mihanblog.com/post/178
مراجعه و برای تقدیم مطالب مفیدتر ما را با نظرات سازنده خود مهمان نمایید
دوشنبه 17 مهر 1391 20:21

کلمه ولی فقیه از کجا آمده است؟
در روایات فراوانی که از اهل بیت پیامبر و شخص پیامبر بما رسیده؛ گرچه لفظ ولی فقیه وجود ندارد

منتظر نظرات شما عزیز می باشم
دوشنبه 17 مهر 1391 16:24
سید حسن معذرت خواهی کن!!!
http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=7052
یکشنبه 16 مهر 1391 21:23
بسم الله الرحمن الرحیم
متن دعوت نامه
_________________________________________
با عرض سلام و خسته نباشید و با ابراز خوشحالی از این که با وبلاگ زیبا و ارزشی شما دوست عزیز آشنا شدم
غرض از مزاحمت دعوت یک سری از دوستان خاص بود با توجه به شناختی که قبلاً صورت گرفته بود تصمیم گرفتیم این عزیزان رو به محفلی در وبلاگ خودمون دعوت کنیم از جمله این دوستان و عزیزان حضرت عالی می باشید که افتخار داریم که از حضور شما در این جمع استفاده کنیم وبلاگ قرآنی رهپویان قرآن به حول و قوه الله برای این شبها هر دو هفته یک بار یک موضوع خاص را در قالب کرسی های آزاد اندیشی را اندازی کرده که تمام دوستان عزیزمان راس ساعت 9الی 11 در این هم اندیشی علمی شرکت می کنند هدف از بر گزاری این کرسی های آزاد اندیشی استفاده از بار علمی سروارن خودمان در مسائل قرآنی و روز می باشید طرح ایده و نظر کاملا آزاد می باشد و دوست داریم بدون هیچ ملاحظه های دوستان نظرات خود را بیان کنند غرض اصلی چالشی کردن مباحث و به سخن در آوردن تمام دوستان می باشد
منتظر قدوم سبزتان هستیم
__________________
هر شب از ساعت 9 الی 11
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد کل پست ها :