تبلیغات
مهتاب موعود - فرار شاه به روایت همسرش
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            فروغ مهتاب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من



امام‌ خمینی‌(ع‌) پس‌ از شكستن‌ سد، دروازه‌های‌ حكمت‌ و معنویت‌ قرآن‌ را به‌سراسر جهان‌ گشود و همچون‌ خورشید فروزان‌ و ماه‌ درخشان‌ در آسمان‌ دین‌، پرده‌ ازحقایق‌ قرآن‌ و ‌ كلمات‌ ائمه‌ اطهار(ع‌) برداشت‌ و دنیای‌ قرن‌ بیست‌ و یكم‌ را به‌دانشگاهی‌ بس‌ شگرف‌ در فراگیری‌ الفبای‌ زبان‌ عرفان‌ علوی‌ تبدیل‌ كرد و همچنین‌ ابواب‌كرامت‌ و اسرار قدرتهای‌ خارق‌العاده درونی‌ را به‌ روی‌ انسان های‌ این‌ عصر، بالاخص‌مشتاقان‌ فتوت‌ و جوانمردی‌ خویش،‌ باز نمود. استاد یعقوب قمری شریف آبادی
نظر شما در مورد وبلاگ من چیست؟





برچسبها
 محمدرضا بیم آن را داشت كه ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان ـ كه به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد ـ دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریكا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریكا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این كه به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم.

پس از ناكامی جمشید آموزگار، جعفر شریف امامی و ازهاری در مهار كردن امواج خشم و نفرت عمومی مردم در جریان نهضت اسلامی، شاه آخرین تیر خود را رها كرد و سعی كرد با انتخاب یكی از اعضای جبهه ملی كه به ظاهر از مخالفان شاه باشد، خشم مردم را فرو نشاند. به همین جهت شاپور بختیار به شرط گرفتن اختیارات كامل و خروج شاه از كشور بعد از رای اعتماد مجلسین به دولت، نخست وزیری را پذیرفت.سرانجام در روز 26 دی 1357، شاه پس از سالها ظلم و جنایت در حق مردم مسلمان ایران، به همراه همسرش، ایران را به سمت مصر ترك كرد، در حالی كه حتی نزدیك ترین حامیان و اربابانش هم از پذیرفتن او امتناع كردند. در ذیل جریان این فرار از زبان همسر شاه كه در آخرین روزهای حضور شاه در ایران در كنار وی بوده و همسفر او در خروج از كشور بوده است، نقل می شود:

عزیمت اشك آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریكا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود كه دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می كرد در حالی كه ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشكوك شد  و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار كشور را ترك خواهیم كرد. ما در روزی كه بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می كردیم. محمدرضا بیم آن را داشت كه ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان ـ كه به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد ـ دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریكا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریكا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این كه به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی كه برای خروج از كشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی كوپتر و احترام كرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت كوتاهی استراحت می كنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های كوچك گریه می كردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی كرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت  چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتكار عمل به دست خود شما است همان كه گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید.

محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت كوتاهی استراحت می كنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های كوچك گریه می كردند.

 محمدرضا از آن كه مجبور به ترك وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یك بعد از ظهر گذشته بود كه ما در میان بدرقه دكتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دكتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دكتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملكتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترك گفتیم. محمدرضا در گفتگوی كوتاهی كه پای پلكان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه كرد همان طور كه در موقع تشكیل این دولت گفته بودم مدتی است كه احساس خستگی می كنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این كه خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اكنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی كه پس از سنا داده شد امیدوارم كه دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این كار ما مدتی به همكاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد كلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملكت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت كه خسته است و برای معالجه كشور را ترك می كند و از پاسخ به این پرسش كه كی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت كه این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی كه از پلكان هواپیما بالا می رفتیم گریه می كرد. در هواپیما خودش به كابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیك شخصا هواپیما را هدایت كرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریكایی ها به ما دستور دادند تا خاك مصر را ترك كنیم در روز پنجم سفیر امریكا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاك مصر را ترك كنید.

بخش تاریخ ایران و جهان تبیان


منبع:مرکزاسناد انقلاب اسلامی





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
          
جمعه 13 بهمن 1391
شنبه 18 شهریور 1396 19:27
I love looking through an article that will make men and women think.
Also, thanks for allowing me to comment!
پنجشنبه 16 شهریور 1396 05:30
Hey I know this is off topic but I was wondering if you knew
of any widgets I could add to my blog that automatically tweet my newest twitter updates.
I've been looking for a plug-in like this for quite
some time and was hoping maybe you would
have some experience with something like this. Please let me know if you run into
anything. I truly enjoy reading your blog and I look forward to
your new updates.
یکشنبه 4 تیر 1396 23:04
Stunning story there. What occurred after? Take care!
چهارشنبه 3 خرداد 1396 14:54
Good post however , I was wanting to know if you could write a
litte more on this subject? I'd be very grateful if you could elaborate a little bit
further. Many thanks!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:00
Great site you have got here.. It's hard to find high-quality writing like yours nowadays.
I really appreciate people like you! Take care!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد کل پست ها :