تبلیغات
مهتاب موعود - آیا از موسیقی عرفانی می توان به عرفان رسید و به خدا نزدیک شد؟
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            فروغ مهتاب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من



امام‌ خمینی‌(ع‌) پس‌ از شكستن‌ سد، دروازه‌های‌ حكمت‌ و معنویت‌ قرآن‌ را به‌سراسر جهان‌ گشود و همچون‌ خورشید فروزان‌ و ماه‌ درخشان‌ در آسمان‌ دین‌، پرده‌ ازحقایق‌ قرآن‌ و ‌ كلمات‌ ائمه‌ اطهار(ع‌) برداشت‌ و دنیای‌ قرن‌ بیست‌ و یكم‌ را به‌دانشگاهی‌ بس‌ شگرف‌ در فراگیری‌ الفبای‌ زبان‌ عرفان‌ علوی‌ تبدیل‌ كرد و همچنین‌ ابواب‌كرامت‌ و اسرار قدرتهای‌ خارق‌العاده درونی‌ را به‌ روی‌ انسان های‌ این‌ عصر، بالاخص‌مشتاقان‌ فتوت‌ و جوانمردی‌ خویش،‌ باز نمود. استاد یعقوب قمری شریف آبادی
نظر شما در مورد وبلاگ من چیست؟





برچسبها
آیا از موسیقی عرفانی می توان به عرفان رسید و به خدا نزدیك شد؟شهلا پویا/ ادبیات فارسی
اشعار عارفانه ای كه همراه با موسیقی و آهنگ خوانده می شود، دو بخش دارد:
1. بخش ادبیات عرفانی
2. بخش موسیقی

اشعار عرفانی به طور معمول مضامین آموزنده، حكمت آمیز و كلمات نغز دارد. انسان وقتی به قطعه ای عرفانی گوش می دهد، آرامش می یابد و ممكن است حتی اشكش نیز جاری گردد؛ ولی اگر خوب دقت شود، قسمتی از این برانگیختگی عاطفی ناشی از مضامین اشعاری است كه به خوبی انتخاب شده است. این نوع احساس آگاهانه و واقعی است؛ اما قسمتی از تحریكات نیز در اثر آهنگ محزون و صدای آرامش بخش شخص خواننده پدید می آید. این نوع برانگیختگی البته مانند قسمت اول حقیقی و پایدار نیست و در تأثیرپذیری و خیالپردازی انسان ریشه دارد كه به طور معمول زودگذر و ناپایدار است؛ حتی گاه آثار سوء روانی در پی دارد و چه بسا زمینه راهیابی به برخی مسلك های انحرافی را به وجود آورد. از این رو، فتوای اكثر فقها حرمت موسیقی غمگین است. اثبات این كه به منظور تحصیل كمال، آرامش، نشاط و صفای معنوی نیازمند موسیقی هستیم، كاری دشوار و قابل تأمل است؛ زیرا اولاً، در آموزه های دینی تشویق و هدایتی در خصوص آن وجود ندارد؛ و ثانیا، به نظر می رسد تأثیری كه انسان از طریق آن می پذیرد و آرامش و نشاطی كه به دست می آورد، زودگذر و غیر واقعی است.
چگونه برخی بزرگان، مانند بوعلی سینا و فارابی، به موسیقی روی آوردند؟ آیا این خود بر همسویی علم و هنر دلالت ندارد؟مجید لطفی/روان شناسی

مهم ترین نقش موسیقی تحریك قوه خیال آدمی است. بدین سبب، هر شخصی به نوعی خاص از موسیقی كه با روحیات و تخیلات و آرزوها و خواسته هایش همسو و هماهنگ باشد، گرایش پیدا می كند؛ و این همان رمز تفاوت موسیقی ها در ملت ها و اقوام گوناگون و حتی اصناف مختلف یك جامعه است. انسان ها، در بهره گیری از موسیقی ، به سه دسته تقسیم می شوند:
دسته اول: كسانی اند كه با نگاه لذت جویی به موسیقی روی آورده، از رسیدگی به ابعاد برتر شخصیت خود غافل مانده اند و نیازهای فطری خود را تحت الشعاع نیازهای حسّی قرار داده اند. تنها بهره این گروه از موسیقی، تحریك پذیری حسی و خیالپردازی دور و نزدیك است.

دسته دوم: آنانند كه نه چندان بلند همتند و نه بسیار فرومایه. اینان، در كنار لذت های حسّی، به حفظ شخصیت فردی و اجتماعی خود اهمیت می دهند و تا جایی كه به ابتذال و تخدیر نینجامد و از تحصیل و كار باز نمانند، از موسیقی بهره می برند؛ گرچه ممكن است در خلوت همچون گروه اول عمل كنند.

دسته سوم: كسانی كه نفوس عالی و عقل كامل و طبع بلند دارند. آنان اعضا و حواس و قوای طبیعی را وسیله ارتقای روح و تقویت عقل خود می سازند. اینان عشق خود را در خدا می جویند و رهنمودهای زندگی خود را از او می گیرند. آن ها بیش تر در پی تحصیل كمالات معنوی اند و جان گرانمایه خود را ارزشمندتر از آن می بینند كه اسیر محسوسات و موهومات شوند. این گروه یكباره خود را از لذت های حسی و وهمی محروم نمی كنند؛ اما آن جا كه بین حسّ و وهم و عقل تعارض پیش آید، جانب عقل را می گیرند؛ زیرا نمی خواهند شرافت ذاتی و بلند همّتی خود را به پای لذت های زودگذر مادی (حسّی و وهمی) فدا سازند.

افلاطون حكیم می گوید: «آن كس كه همه عمر را به ترنّم نغمات و حظّ از زیبایی صوت می گذراند، همان طور كه آهن در اثر آتش نرم می شود، عنصر «غیرت» در نفس وی ملایم می گردد و طولی نخواهد كشید كه «شجاعت» وی نیز تحلیل رود».1
از امام خمینی(ره) در این باره آمده است: «ای عزیز، بكوش تا صاحب عزم و اراده شوی كه خدای ناخواسته اگر بی عزم از این دنیا رحلت كنی، انسان صوری بی مغزی هستی در آن عالم كه محل كشف باطن و ظهور سریره است؛ و جرئت بر معاصی كم كم انسان را بی عزم می كند و این جوهر شریف را از انسان می رباید.» استاد معظم ما می فرمودند: «بیش تر از هر چه گوش دادن به تغنّیات [موسیقی ها] سلب اراده و عزم از انسان می كند....»2

از بوعلی سینا آورده شده: «آهنگ خوش، آن مقدار كه حكمت لازم می شمارد، جوهر نفس آدمی را تقویت می كند و قوای باطنی او را تمركز می بخشد؛ نه آن آهنگی كه امور شهوانی را در انسان تحریك می كند».
فارابی الحان خیال انگیز همراه با كلام و شعر پرمغز را الحان «اندیشه زا» می خواند؛ اما درباره موسیقی لهوی می نویسد: «اشعاری كه دارای محتوای هزلی و لهوی هستند، اغلب برای سرگرمی و تفریح خوانده می شوند. كه بالتبع الحان متناسب همان اشعار لهوی است و این سبُك كردن و حقیر نمودن شأن الحان است كه تمام شرایع و ادیان الاهی آن را نهی كرده اند. چنان كه در زمان ما [فارابی] كاربرد موسیقی نزد اهل خیر و مؤمنان ناپسند تلقی می شود؛ و این به دلیل بهره گیری نادرست از موسیقی است.»
ناگفته نماند درباره مهارت فارابی در نواختن عود بسیار گفته شده، چنان كه مشهور است وی دربارگاه سیف الدوله حمدانی چنان زخمه بر تار نواخت كه حضار خندیدند. در پرده دیگر، آن ها را گریاند و در مقام سوم، آنان را خواب كرد و از مجلس بیرون رفت.

دكتر حسین الهی قمشه ای، درباره مرحوم پدرش، می گوید: «به خاطر دارم كه روزی یكی از اشعار باباطاهر را در 12 لحن مختلف برای ما اجرا كرد و نام هر لحن را فرمود. از آن جمله: داد، بیداد، بلند، كوتاه، بیابانی و غیره. مرحوم الهی قمشه ای صدایی خوش داشت با مقامات و دستگاه ها و گوشه ها و الحان مختلف موسیقی ایران آشنا بود. قرآن را در بیات ترك و دیگر مقامات با شور و احساس می خواند. دعا و نماز خویش را با لحن خوش می خواند. به طوری كه لحن نماز ایشان، خود یكی از عوامل مشوّق ما در كودكی به نماز بود».
از این رو، به خوبی آشكار می شود روی آوری بزرگان به موسیقی به گونه آمیختگی علم و هنر و در راستای حفظ شریعت بوده است.

1. جمهوری افلاطون، ص 6ـ194.
2. اربعین حدیث، امام خمینی(ره)، ص 103.





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
          
شنبه 31 فروردین 1392
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 17:41
سلام
ممنون از مطلب مفیدتان
یا علی
شنبه 31 فروردین 1392 20:52
سلام دوست عزیز
وبلاگ خوبی داری
خوشحال میشوم که به وبلاگ من هم سر بزنی و در صورت تمایل تبادل لینک کنیم
با آرزوی موفقیت برای شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد کل پست ها :