تبلیغات
مهتاب موعود - نگاه پاک
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            فروغ مهتاب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من



امام‌ خمینی‌(ع‌) پس‌ از شكستن‌ سد، دروازه‌های‌ حكمت‌ و معنویت‌ قرآن‌ را به‌سراسر جهان‌ گشود و همچون‌ خورشید فروزان‌ و ماه‌ درخشان‌ در آسمان‌ دین‌، پرده‌ ازحقایق‌ قرآن‌ و ‌ كلمات‌ ائمه‌ اطهار(ع‌) برداشت‌ و دنیای‌ قرن‌ بیست‌ و یكم‌ را به‌دانشگاهی‌ بس‌ شگرف‌ در فراگیری‌ الفبای‌ زبان‌ عرفان‌ علوی‌ تبدیل‌ كرد و همچنین‌ ابواب‌كرامت‌ و اسرار قدرتهای‌ خارق‌العاده درونی‌ را به‌ روی‌ انسان های‌ این‌ عصر، بالاخص‌مشتاقان‌ فتوت‌ و جوانمردی‌ خویش،‌ باز نمود. استاد یعقوب قمری شریف آبادی
نظر شما در مورد وبلاگ من چیست؟





برچسبها
چکیده
از موهبتهای الهی که به انسان عطاء شده و باید قدردان آن باشد، نعمت چشم است، که اگر بدرستی از آن استفاده بشود موجب سعادت و نیک بختی انسان می‌گردد و برعکس اگر از این نعمت بزرگ بهره وری صحیح به عمل نیاید، موجبات هلاکت و بدختی را فراهم می‌سازد. از این جهت، این مقاله ابتدا به حق چشم و سپس پاسخگویی به حق چشم و ارزش گذاری نسبت بدان پرداخته است و بعد از آن به موضوع مهم اثر گذاری منفی چشم چرانی پرداخته، حساسیت اسلام را متذکر شده است و در پایان نوع نگاه‌های پسندیده و نیکو و نگاه‌های ناپسند و بیهوده سخن به میان آورده است.
کلید واژه‌ها: نعمت، چشم، حرمت، حساسیت، اسلام، نامحرم.

 

مقدمهبی توجهی به نعمتهای خداوند متعال و ارزش گذاری نکردن به این نعمت‌ها، سبب می‌شود افراد به وادی ضلالت وگمراهی و هلاکت بیافتند و حسرتی روز افزون آنان را فرا بگیرد، از این رو شناخت نعمتهای الهی و سپاس از ولیّ نعمتِ این عطاها، مسئله‌ای است که باید برای هر شخصی مهم باشد و بزرگی نعمت چشم، چیزی است که نباید قدر و منزلت آن به راحتی بواسطه فرورفتن در مسائل حقیر و کوچک نفسانی و شهوانی از دست برود و ارزشی برای آن قائل نشد؛ زیرا زمانی که این چشم از انسان گرفته شد آن وقت است که خود را ملامت می‌نماید، که‌ای کاش قدرش را می‌دانستم و آن را در راه صحیحی که اسلام بیان داشته است بکار می‌بردم. نگاه افراد، مسئله‌ای است که اسلام بسیار بدان پایبند است و حساسیت لازمی را برای آن قائل شده است، بطوری که اگر کسی آن‌ها را رعایت ننماید پیکره درونی اجتماع را به تزلزل وا می‌دارد.

سپاس از نعمت چشم

شگفتی که خداوند در چشم انسان قرار داده است، او را وا می‌دارد که در مورد این نعمت عظیم الهی سر شُکر و سپاسگذاری بر زمین بیاساید، همان عضوی که در بدن انسان کار دید بانی قلب ر ا بر عهده دارد وهر آن چه را که در اطراف خود می‌نگرد بلافاصله به قلب خود منتقل می‌نماید.
قرآن کریم به این نعمت بزرگ الهی اشاره دارد و می‌فرماید «أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْن وَ لِساناً وَ شَفَتَیْن» (1)؛ آیا ما برای انسان دوچشم ویک زبان ودولب قرار ندادیم.
اما قرآن در مورد شکر این نعمت عظیم می‌فرماید: «قُلْ هُوَ الَّذی أَنْشَأَکُمْ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلیلاً ما تَشْکُرُون» (2)؛ بگو: او است آن کس که شما را پدید آورده و برای شما گوش و دیدگان و دل‌ها آفریده است. چه کم سپاسگزارید.
خداوند متعال می‌فرماید «قَلیلًا مَا تَشکُروُن» کمتر کسی سپاس این نعمت عظیم الهی را به جا می‌آورد. یکی از راه‌های شکر نعمت‌های خداوند آن است که در مسیر و انگیزه‌ای که خود پروردگار معین نموده است به کار گرفته شود ولی متأسفانه اکثر انسان‌ها از آن بهره برداری صحیح ندارند.َ
در مورد این چشم گفتنی است که «120 میلیون تار نازک و هفتاد میلیون تار ضخیم در چشم است که نازک‌ها نور کم را دریافت کرده و تصویر را سیاه و سفید نشان می‌دهند وتارهای ضخیم، نورهای شدید را دریافت کرده ورنگ ها را مشخص می‌سازد. دو عصب بینای ضخیم از پشت چشم به دو طرف مغز بزرگ می‌رود. هریک از این میلیون‌ها رشته‌ی عصبی، اطلاعاتی را که سلول‌های بینایی به دست آورده به مغز می‌رساند، تا در آن جا تصویر به وجود آید وشخص چیزی را ببیند. وآمده است که در پشت چشم 150 میلیون س لول نوری آماده دریافت تصاویر است. این قدرت چشم تا جایی است که قادر به تشخیص حدود پانصد هزار رنگ است، وچشم سالم، روشنایی یک شمع را از هفده کیلومتری تشخیص می‌دهد.» (3) امیرالمؤمنین علیه السلام در روایتی می‌فرمایند: «اَعجِبُوا لِهذَا الإِنسَان یَنظُرَ بِشَحمٍ وَ یَتکَلّم بِلَحمٍ وَ یَسمَعٍ بِعَظمٍ و یَتَنَفَسٍ مِن خَرم» (4) به شگفت آیید که این انسان با یک قطعه پیه می‌بیند و با قطعه گوشتی سخن می‌گوید و با استخوانی می‌شنود و از شکافی نفس می‌کشد.
اگر آدمی خوب به این سخن گهربار گوش فرا دهد و خود را به تأمل در آن سرگرم نماید هیچ گاه مسیر و هدفی را که برای بهره بردن از چشم قرار داده شده است را به بیراهه نمی‌کشاند. این چشم است که با انسان می‌تواند تاریکی‌ها و ظلمت‌ها را درنوردیده، روشنایی‌ها را بخوبی نظاره گر باشد، اگر این پیه کوچک که عالمی را می‌تواند ببیند، نبود، آیا زندگی آن معنای لذت بخش خود را داشت؟

اصل پاسخگویی در مورد حق چشم

خلقت چشم و ارزانی داشتن آن به آدمی از نعمتهای است که خداوند متعال برای نظاره کردن خلقتهای زیبای خود به انسان هدیه نموده است؛ و این انسان است که باید در مقابل این هدیه گرانقدر و عظیم، خود را مسئول بداند و در قبال نگهداری صحیح از آن وظایفش را بخوبی به انجام برساند. خداوند متعال درضمن سفارش و تأکید نسبت به ارزش و جایگاه مهم چشم به مسئولیت انسان در قبال آن اشاره کرده و می‌فرماید: «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلا» (5 )؛ به درستی که گوش و چشم و دل در مقابل آنچه می‌شنود و می‌بیند و می‌اندیشد، مورد سوال واقع خواهند شد و انسان باید در قبال آن‌ها پاسخگو باشد.
حق چشم آن قدر عظیم است که اگر انسان مراقبت از آن نکند امکان دارد، حسنات و خوبیهایی را که می‌توانست از این چشم بدست آورد با نگاه‌های غیر ضروری از دست بدهد و از بسیاری از خیرهای بالاتر محروم گردد، از این جهت خداوند متعال از او پاسخ می‌خواهد که تو می‌توانستی با حفظ این چشم به مقامات دست یابی، به چه سبب حق آن را ادا نکردی تا از این خوبی‌های که برای تو فراهم شده بود خود را دور سازی!
امام زین العابدین علیه السّلام در رساله حقوق خود در مورد رعایت حق چشم می‌فرماید: «وَ أَمَّا حَقُّ بَصَرِکَ فَغَضُّهُ عَمَّا لَا یَحِلُّ لَکَ- وَ تَرْکُ ابْتِذَالِهِ إِلَّا لِمَوْضِعِ عِبْرَةٍ- تَسْتَقْبِلُ بِهَا بَصَراً أَوْ تَسْتَفِیدُ بِهَا عِلْماً- فَإِنَّ الْبَصَرَ بَابُ الِاعْتِبَار...»(6)
و اما حق چشم بر تو آن است که آن را از هر ناروا بپوشانی و با استفاده از چشم عبرت بیاموزی و از هرزه نگری و نگاه‌های بیهوده پرهیز کنی؛ زیرا بوسیله چشم یا باید بر دانش خود بیفزایی یا بینش خود را بالا ببری؛ چون چشم وسیله عبرت آموزی است.

اصل ارزش گذاری برای چشم

زمانی انسان به ارزش والای یک نعمت دست می‌یابد که به مشکلات و ناراحتی‌های ناشی از فقدان آن آشنا شود و با سختی‌های افرادی که فاقد این نعمت هستند، توجه کند و با خود فکر و اندیشه نموده، ناراحتی‌های محرومان این نعمت را تصور نمایدآنگاه خواهیم دریافت که نبود این‌ها چه تبعات غیر قابل تحملی را به دنبال دارد.
امام صادق علیه السلام به بیانی شیوا به مفضل می‌فرماید: «یَا مُفَضَّلُ فِی أَعْضَاءِ الْبَدَنِ أَجْمَعَ وَ تَدْبِیرِ کُلٍّ مِنْهَا لِلْإِرْبِ-...وَ الْعَیْنَانِ لِلِاهْتِدَاءِ ...وَ کَذَلِکَ جَمِیعُ الْأَعْضَاءِ إِذَا مَا تَأَمَّلْتَهَا وَ أَعْمَلْتَ فِکْرَکَ فِیهَا وَ نَظَرَکَ وَجَدْتَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ مِنْهَا قَدْ قُدِّرَ لِشَیْ‌ءٍ عَلَی صَوَابٍ وَ حِکْمَة» (7)؛‌ای مفضّل! در تمام اعضای جسم آدمی و تدابیری که در آن‌ها نهفته است اندیشه کن...دیدگان برای راه یافتن و دیدن، ...اگر ژرف در کار تمام عضوهای بدن اندیشه نمایی می‌یابی که هر چیزی از سر حکمت و تدبیر و استواری پدید آمده است. علاوه برآن انسان برای ارتباط با دنیای خارج از کشور بدن نیاز به عناصر ارزشمندبی همچون چشم دارد، تا از این طریق بتواند حقایق را دریافت و به کمک مغز و قلب به تحلیل و ارزیابی دیده‌ها بپردازد و براستی اگر انسان فاقد چشم باشد هستی برای او بی معنا و پوچ و بی معنا واز عالم بی خبر و همه چیز برای او مجهول خواهد بود و معلوم و مجهول برایش هیچ مفهومی ندارد جهان برای او یک قفس تنگ و تاریک وکشنده و دردناک است و در زندانی مخوف و کسل کننده بسر می‌برد.

نگاه درادیان و فرهنگ گذشته

ضرورت بحث در مورد نگاه، نه تنها در دین اسلام؛ بلکه در ادیان گذشته نیز مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته شده است و این اهمیت نگاه را در آن ادیان نشان می‌دهد؛ در تورات می‌خوانیم «اگر چشمت تو را لغزش دهد آن را از خود قلع کرده، دور انداز؛ زیرا تو را بهتر است با یک چشم وارد حیات شوی، از این که با دو چشم در آتش افکنده شوی» (8)
در جای دیگر از کتاب مقدس مسیحیان آمده است که حضرت عیسی علیه السّلام به یاران خود فرمود: « »شنیده‌اید که گفته شده است زنا نکن؛ اما من به شما می‌گویم: هرگاه مردی از روی شهوت به زنی نگاه کرد، با او زنا کرده است. پس اگر چشم راست تو باعث گمراهی تو می‌شود، آن را بیرون آور و دور انداز؛ زیرا بهتر است که عضوی از بدن خود را از دست بدهی تا این که به تمام بدن به جهنم افتاده باشی (9)
همچنین روایاتی که از پیامبران گذشته نقل شده است به نوعی بر این موضوع دلالت دارد. در روایتی از حضرت یحیی علیه السّلام آمده است: «المُوتُ َاحبَ إِلَی مِن نَظَرةٍ بِغَیرِ وَاجِب» (10) مرگ برای من دوست داشتنی‌تر از نگاه‌های غیر ضروری است. بنابراین یک نگاه هوس آلود به نامحرم، انسان را مواجه می‌کند با گمراهی و افتادن در آتش گرفتاری‌ها، که بیرون آمدن از آنها به آسانی ممکن نخواهد بود؛ و مسلم که در این میان حیات و هدایت برای انسان مهم‌تر و بهتر از مرگ وگمراهی است.
این مطلب حتی در مورد ادیان غیر الهی نیز مورد توجه قرار گرفته است بطوری که مهاتما گاندی آرزوی خود را در مورد انسانهای که نگاه به زن زیبا رو دارند اینگونه بیان می‌دارد که می‌گوید: «مادامی که در اجتماع وجود زن تنها وقف لذت بخشیدن به مرد است ما همه باید به نام مرد، سر از شرم به زیر افکنیم من ترجیح می‌دهم که نسل انسان به تمامی نابود شود تا این که بماند و با تبدیل زن- ظریف‌ترین مخلوق الهی - به یک وسیله‌ی عیش و شهوترانی مرد از هر حیوانی پست‌تر گردد...‌ای زنان! اگر آرایش کردن شما تنها به منظور جلب شهوت مرد است، از این کار خود داری کنید و زیر بار ننگ چنین خفتی نروید. (11)»

حرمت نگاه در قرآن

همان طور که بیان شد اگر افراد به ارزش چشم و این نعمت عظیم دقت نمایند، هیچ گاه از ارزش چشم نمی‌کاهند و آن را بی جهت هدر نمی‌دهند. از این رو قرآن کریم دستور می‌دهد که افراد با نگه داشتن حرمت نگاه، خود و جامعه را از فر رفتن در گرداب فساد دور سازند. «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یصنَعُون» (12)؛ به مردان با ایمان بگو: «دیده فرو نهند و پاکدامنی ورزند، که این برای آنان پاکیزه‌تر است، زیرا خدا به آنچه می‌کنند آگاه است. همچنین در مورد زنان فرمود:» وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها...(13)؛ و به زنان با ایمان بگو: «دیدگان خود را (از هر نامحرمی) فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که (طبعا) از آن پیداست.»
عمل نمودن به کلام الهی مهم‌ترین وسیله‌ای است که انسان می‌تواند برای نزدیک شدن به خداوند متعال انجام دهد، عده‌ای متأسفانه برخی از دستورات خداوند را انجام می‌دهند، ولی از برخی دیگر بر می‌تابند و سر تعظیم فرود نمی‌آورند و مسلماً این چنین افراد، کسانی هستند که ایمان ضعیفی دارند، بطور مثال؛ دستور خداوند را برای انجام حجِ واجب، پرداخت زکات، گوش می‌دهند ولی به آیه «کنترل چشم» که می‌رسد، دستور الهی را نادیده می‌انگارند و در ذهن خود می اندیشندکه عبادت فقط به این است که من خوب حج را بجا آورم و دیگر به فکر بقیه دستورات الهی نیستند. بنابراین انسان مسلمان و موحد، که به پروردگارش ایمان آورده است، باید تمامی دستورات او را انجام دهد و هر آنچه را که مورد غضب اوست را رها سازد، نه اینکه برخی از دستورات را به اجرا گذارد و از دستوراتی که موافق با طبع او نیست روی برگرداند؛ و چه زیباست کلام پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) که فرمودند: «غُضُّوا أَبْصَارَکُمْ تَرَوْنَ الْعَجَائِب» (14)؛ چشم پوشی کنید عجائب عالم را ببینید. درست است که کنترل نگاه در مرحله اول بسیار سخت جلوه می‌نماید، ولی در پرتو این سختی، غنیمت بزرگ را بدست می‌آورید و آن مشاهده و درک عجائبی از خلقت عظیم خداوند متعال است.پیک زنانگاه‌های که بر اساس شهوت و هوس بازی رخ می‌دهد، پرده از چهره یک اتفاق ناهنجار و معصیت بزرگ بر می‌دارد. نگاه‌های شهوانی، نامه رسانی هستند برای شخص که خبر از نابودی دارند، نامه رسان خود پیکی است برای هشدار! ولی چقرد باید در حسرت بود که افراد هوس باز به این پیک توجهی نمی‌کنند و همین امر سبب منشأ اندوه روز افزون آنان می‌گردد. .امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «اَلنَظَرُ بُرِیدُ الزِنَا» (15)؛ نگاه شهوت آلوده پیک عمل منافی با عفت است. همچنین از حضرت یحیی پرسیدند: منشأ بر قراری روابط نا مشروع چیست؟ فرمود: نگاه (16) همان گونه که از روایات فوق بدست می‌آید، نگاه متمرکز و هوس آلود با ارسال تلگرافی -کوتاه و مختصر - بی درنگ بیننده را به انجام دادن روابط ناسالم دعوت می‌کند.

جریان نامرئی از چشم

«تحقییقات دانشمندان ثابت کرده که از طریق چشم بعضی از موجودات، نیرویی گسیل می‌شود که می‌تواند بر چشم وبقیه اعضای موجودات دیگر تأثیر بگذارد. آزمایش‌ها و مشاهده‌های تجربی نشان داده است که از چشم مار، نیرویی فرستاده می‌شود که گنجشک‌ها را از حرکت باز می‌دارد، تا آن که مار، یکی از آن‌ها را شکارکند؛ چنان که برخی مرتاضان می‌توانند با نیروی چشم، جلو حرکت لوکوموتیو را بگیرند. مراتب قوی و ضعیف این نیرو در نگاه هر انسانی وجود دارد و چون نگاه چشم با خیانت و هوس درآمیزد، موثرتر می‌گردد. وقتی دو نفر علاقه مند به یکدیگر به هم می‌نگرند، نیروی چشم هر دو به یکدیگر برخورد می‌کند و چیزی مانند جرقه‌ی نامرئی به سوی آن دو، باز می‌گردد و عشق و علاقه، از طریق ارتباط با همان نیرو به ایشان الهام می‌شود. در این حال بدون آنکه میان آن دو کمترین گفت وگوی محبت آمیزی رخ دهد، هر یک به علاقه‌ی دیگری پی می‌برد. حال اگر آن دو دختر و پسری بیگانه باشند معلوم است که چه فاجعه‌ای رخ می‌دهد.»(17)
براستی! جریان نامرئی چشم، افراد را به مرزهای می کشاندکه مجوز عبور ندارند، ولی آنان با هوس بازی خود، از یک «نگاه» عبور کرده، به مرور زمان به مرز «گناه» کشانده می‌شوند و این همان «گام نخستین» برای ورود به «دام شیطان» است.حساسیت اسلام در مسأله محرم ونامحرماز جمله مواردی که اسلام به آن اهمیت داده حساسیت ویژه‌ای برای آن قائل شده است که ما بطور اختصار به مواردی از این حساسیتهای بخصوص اسلام اشاره‌ای می‌نماییم:

الف - میخ آهنین بر مغز، بهتر از تماس با نامحرم

از مواردی که در قرآن آمده می‌توان، قضیه آب دادن دختران حضرت شعیب علیه السلام به گوسفندان را نام برد، که حضرت موسی علیه السلام، دید گله را دور تر از سایر گله‌ها و محل آبشخور گوسفندان نگه داشته‌اند! وقتی علت را پرسید، در جواب گفتند: «لا نَسْقی حَتَّی یُصْدِرَ الرِّعاءُ...» (26)؛ ما به گوسفندان خود آب نمی‌دهیم تا آنکه چوپانان مرد، گله‌شان را سیراب کننند وباز گردند. اهمیت حریم بین زنان و مردان از این آیه شریفه نیز روشن می‌شود.
از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله روایت شده: «لَأَن یُطعَنَ فِی رَأسِ اَحَدکُم بِمِخَبطٍ مِن یَدَیْهِ خَیرٌ لَهُ مِنْ اَنْ یمَسَّ أمراَهً لًا تَحِلُّ لَه» (27)؛ اگر سوزنی یا میخی را با شدت و ضربه، بر سر یکی از شما فرو کنند، بهتر از آن است تا زنی را که نامحرم است لمس کند، یعنی لمس بدن نامحرم، برای دین و ایمان و سعادت و آخرت شما ضربه و خطر بزرگی است و ممکن است باعث سقوط و انحراف شما و بدختی و شقاوت ابدی شما را به ارمغان بیاورد.

ب-خطر نامحرم از شیر درنده بیشتر است

حضرت داوود به پسرش این چنین سفارش کرد: «یَا بُنیّ! ِامشِ خَلفَ الأَََسَدِ وَ الأَسوَد وَ لَا تَمشِ خَلفِ اْلمَرأَة» (28)؛‌ای پسرم پشت شیر درنده و دیگر درنده‌ها راه برو، اما پشت سر زن نامحرم راه مرو. (زیرا که خطر حرکت در پشت سر نامحرم از خطر حرکت پشت سر شیر درنده بیشتر است)
پس از نگاه متمرکز به پشت سر نامحرم، قوه لذت جویی آدمی، در وجود او بیدار می‌شود و تصاویر ذهنی او را بیشتر می‌کند آدمی در این مرحله از درون برای ارضای غریزه تحریک شده به صحنه ذهنی روی می‌آورد و خیلی زود «ویژگیهای اندامی» فرد مورد نظر را در مغز می‌پروراند. در این حال فرد بیننده با آنچه می‌بیند، تماس بدنی ندارد ولی ذهن می‌تواند در دنیای خیالات، با آن چه چشم دیده، هر طور که بخواهد رابطه بر قرار کند، در چنین حالتی حواس انسان دچار اختلال می‌شود.
«در نگاه‌های عادی، شخص به سرعت می‌تواند چشم و ذهن را از توجه به یک نقطه به سمتی دیگر متمایل سازد، ولی پس از نگاه متمرکز و ایجاد حالت تجسم، چون شبکه‌های مغز به فعالیتهای ویژه واداشته شده است، انتقال ذهنی از حالتی به حالت دیگر به کندی صورت می‌گیرد.»
در هر حال، پس از نگاه متمرکز به زن و اوج گرفتن اوهام غریزی و ایجاد حالت تجسم در ذهن، بیننده احساس می‌کند
بی اختیار به طرف شخص مورد نظر در حال حرکت و نزدیک شدن است، این احساس در حقیقت نشان تمایل سرکشی است که در اثر نگاه در فرد پدید آمده کم کم، شخص دوست دارد صحنه را از فاصله‌ی نزدیک‌تر ببیند و از بقیه آنچه نمی‌بیند هم لذت ببرد. دوست دارد اگر آن فرد می‌خندد وی تماشایش کند و کسی هم مزاحم او نشود. با او همصحبت شود، بگوید، بخند، حرفی بزند، هرچند یک کلمه! مثلا زن از او بپرسد: آقا ساعت چند است؟ یا به او نگاهی کند. (29)

ج-بر آورده نکردن خواستة نگاه

«لَیْسَ فِی الْجَوَارِحِ أَقَلُّ شُکْراً مِنَ الْعَیْنِ فَلَا تُعْطُوهَا سُؤْلَهَا فَتَشْغَلَکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّه» (30)؛ در میان اعضای بدن چیزی کم ارزش‌تر از چشم وجود ندارد (همه اعضای بدن مثل چشم با ارزش هستند) پس به او استثناء قائل نشده و هر چه می‌خواهد به او ندهید که، شما را از یاد خداوند باز می‌دارد.
عده‌ای این روایت را در مورد «زیاد خوابیدن» مطرح کرده‌اند؛ ولی از آن جا که روایت مطلق است و شامل دیدنیهای غیر مشروع هم می‌گردد، علماء این روایت را در باب «نگاه به نامحرم» ذکر کرده‌اند.
اگر می‌خواهید علاقه و محبت خود را نسبت به اطرافیان از قبیل همسر و فرزندان و دوستانتان از دست ندهید، سعی کنید خود را در رابطه با نامحرم و نگاه به او محفوظ دارید و خواستة نگاه را بر آورده نسازید، اگر نگاه به نامحرم وجود داشت، «روابط صحیح و نادرست» با هم در آمیخته می‌گردد و آن شیرینی که باید از زندگی خود ببرید، از آن محروم می‌مانید.

د-کوری چشم بهتر از نگاه «فتنه انگیز»

امیر المومنین علی علیه السلام فرمودند: «ذَهَابُ النَّظَرِ خَیْرٌ مِنَ النَّظَرِ إِلَی مَا یُوجِبُ الْفِتْنَة» (31)؛ کوری چشم بهترست از نگاه کردن به آن چه باعث فتنه شود؛ یعنی در واقع شخص چشم چران با نگاه به ناموس دیگران، خود را عادت می‌دهد و لذت را در خودش احساس می‌کند بطوریکه نمی‌تواند از آن براحتی دست بردارد و همین امر سبب می‌شود اولین قدم برای فتنهای بزرگ صورت گیرد. عمل ناپسند و قبیح چشم چرانی در کلام امام علی علیه السلام، به گونه‌ای ترسیم شده است که نشان از حساسیت فوق العاده حضرت در مورد این عمل دارد.

ذ- مرگ بهتر از نگاه به نامحرم

حضرت علی علیه السلام فرمودند: «مَن اَطْلَقَ طَرفَهُ جَلَبَ حَتْفَه» (32)؛ هر کس نگاه چشم خود را آزاد بگذارد، زمینه مرگ خویش را فراهم نموده است
«چون جهره و اندام زنان کم پوشش، روح زیبا پسندی و تنوع طلبی افراد را وسوسه می‌کند، و پس از تحریک، زمینه کامیابی و ارضای غرایز فراهم نباشد، روان شخص در فشار قرار می‌گیرد و رفته رفته ظرفیت عصبی او به انتها می‌رسد. در این هنگام به سرعت هورمون‌های آزار دهنده‌ی سمی در خون ترشح می‌شود. در زمانی کمتر از یک دهم ثانیه مغز که به شبکه‌های ارتباطی به سراسر بدن وصل است به کمک غده هیپوفیز و فرمانهای مرکز هیپوتالاموس، این سم را به همه اعضاء روانه می‌کند. بدن برای بیرون راندن این سم به تکاپو می‌افتد و جنگ داخلی اعصاب آغاز می‌شود.»
شخص در خود احساس اضطراب و خستگی می‌نماید. تصور می‌کند چیزی ناشناخته بر روان وی فشار می‌آورد، علایم این حالت سردرد خفیف، ازدیاد تنفس و احساس خفقان در اطراف قلب و نا آرامی است. فرد نسبت به خطری ناشناخته دلهره وهراس دارد. با استمرار این حالت بیماریهای جسمی مانند؛ زخم معده و اثنی عشر، فرد را آزار می‌دهد و به گفته‌ی روانکاوان، او به بیماریهای «روانْ تنی» دچار می‌گردد، بیماریهای که، نه کاملاًجسمی است و نه کاملاً روانی. وقتی فرد دچار فشار روانی می‌شود، فعالیت قلب، ریه، جهاز هاضمه و غدد درون ریز و دستگاه‌های عصبی افزایش می‌یابد و در صورت ادامه عوامل فشار فرد دچار ضعف و اختلال جسمی می‌شود وگاهی هم منجر به مرگ می‌گردد. (33)

ر- حساسیت در صف نماز جماعت

عجیب است که این حساسیت، حتی در صف نماز جماعت هم اعمال شده است؛ از رسول خدا صلی الله علیه وآله منقول است که: «خَیرُ صُفوفِ الرِجَال أَوّلُهُا وَ شَرُّهَا آخِرُهَا وَ خَیْرُ صُفوفِ الِنسَاءِ آخِرهُا وَ شَرُهاَ أوَلُهَا» (34)
بهترین صفوف مردان (در نماز جماعت) صف اول است و بدترین آن صف آخر! و بهترین صفوف زنان، صف آخر است و بدترین آن‌ها، صف اول!!
در نماز‌های جماعت معمولا زن‌ها پشت سر مردها می‌ایستاده اند، واین چگونگی باعث می‌شد که صف اول مردها از همه صفوف دیگر فاصله‌اش تا زن‌ها زیادتر باشد و صف آخر مردها، نزدیک‌ترین صفوف به زن‌ها قرار می‌گرفت.
پیامبرصلی الله علیه وآله با توجه به این ملاک، بهترین و بدترین صفوف را مشخص می‌نمایند و در مورد زنان هم همین ملاک و حکمت را اجرا می‌کنند و می‌فرمایند: بهترین صف زنان، صف آخر است؛ چرا که از مردان نامحرم فاصله بیشتری دارند و بدترین صف زنان، صف اول آن‌هاست؛ چرا که به مردان نامحرم نزدیک‌ترند!!
ببینید این همه دقت‌ها وحساسیتها را، وبنگرید به این همه باریک بینی وموشکافی اسلامن در روابط زن ومرد نامحرم و آن گاه این همه بی پروایی‌ها و بی مبالاتی‌های ما مدعیان اسلام را ملاحظه کنید و ببینید، تفاوت کار از کجاست تا به کجا!!

منیع: تبیان

 





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
          
جمعه 24 خرداد 1392
سه شنبه 10 مرداد 1396 00:00
I think that everything posted made a great deal of sense.
However, what about this? what if you added a little information? I am not saying your content is not solid, but what if
you added something that makes people want more?
I mean مهتاب موعود - نگاه پاک is a little
vanilla. You might look at Yahoo's home page and watch how
they create news titles to get viewers interested.
You might add a video or a picture or two to grab readers interested about everything've written. In my opinion, it could bring
your posts a little livelier.
جمعه 7 تیر 1392 14:09


خــدا مرحــــــم تمام دردهــاست ،
هر چـه عمــــق خــــــــراشهای وجــودت بیشــــتر باشد
خــــدا برای پــر کردن آن
بیـــــشتر در وجــودت جـــای میــگیرد ..


پنجشنبه 6 تیر 1392 07:24
از گذشته درس بگیرید
حال راآگاهانه بگذرانید
وبه آینده امیدوار باشید
چهارشنبه 5 تیر 1392 19:12
مهدی جان!
سئوالی ساده دارم از حضورت ... من آیا زنده ام وقت ظهورت ...
اگر که آمدی من رفته بودم ... اسیر سال و ماه و هفته بودم ...
دعایم کن دوباره جان بگیرم ... بیایم در رکاب تو بمیرم...
یکشنبه 26 خرداد 1392 18:29
سلااااااااااااااااام

پست جدید گذاشتمااااااااااااااااا بیاید و ببینید و نظر بدین البته حتما نظر بدین چون پست جدید گذاشتن من یه پدیده ی نادریه و هر چند صد سال یکبار اتفاق می افته
یکشنبه 26 خرداد 1392 15:50
◙◙آپم
◙◙◙◙◙ آپم
◙◙◙◙◙◙◙ آپم
◙◙◙◙◙◙◙◙◙ آپم
◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙ آپم
◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙ آپم
◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙ آپم
◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙ آپم
◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙ آپم
◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙ آپم
◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙ آپم
◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙ آپم
◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙ آپم
◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙ آپم
◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙ آپم
◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙ آپم
◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙◙ آپم
◙◙◙◙◙◙◙◙◙ آپم
◙◙◙◙◙◙◙ آپم
◙◙◙◙◙ آپم
◙◙ آپم
سلام دوست عزیز منتظر نظرت هستم یادت نره لطفا
شنبه 25 خرداد 1392 10:03
شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : دیگر تمام شد.دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ است
جمعه 24 خرداد 1392 21:33
سلام
یه مدت به دلیل اشکالات فنی قادر به کامنت گذاشتن توی هیچ وبی نبودم...
گرچه آخرش دلیلشم متوجه نشدم...
بهتون سر میزدم اما بی اثر...:((
بهم سر بزنین..
به روزم با:
هک کردن وبلاگ در یک دقیقه به همین برکت.:)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد کل پست ها :