تبلیغات
مهتاب موعود - خدیجه سلام‌الله‌علیها؛ همسنگری باوفا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            فروغ مهتاب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من



امام‌ خمینی‌(ع‌) پس‌ از شكستن‌ سد، دروازه‌های‌ حكمت‌ و معنویت‌ قرآن‌ را به‌سراسر جهان‌ گشود و همچون‌ خورشید فروزان‌ و ماه‌ درخشان‌ در آسمان‌ دین‌، پرده‌ ازحقایق‌ قرآن‌ و ‌ كلمات‌ ائمه‌ اطهار(ع‌) برداشت‌ و دنیای‌ قرن‌ بیست‌ و یكم‌ را به‌دانشگاهی‌ بس‌ شگرف‌ در فراگیری‌ الفبای‌ زبان‌ عرفان‌ علوی‌ تبدیل‌ كرد و همچنین‌ ابواب‌كرامت‌ و اسرار قدرتهای‌ خارق‌العاده درونی‌ را به‌ روی‌ انسان های‌ این‌ عصر، بالاخص‌مشتاقان‌ فتوت‌ و جوانمردی‌ خویش،‌ باز نمود. استاد یعقوب قمری شریف آبادی
نظر شما در مورد وبلاگ من چیست؟





برچسبها
چهار «زن» در میان تمام بانوان برجسته جهان، از آغاز تا انجام و در بین قهرمانان راستین تاریخ، به خاطر ویژگی های خاص خود در صدرند.(1) یکی از آن چهار زن، «خدیجه کبری» است. خدیجه ای که از آغاز بعثت و هنگامی که پیامبر اسلام صلی الله علیه واله مسئله وحی را برای او بازگو کرد، به وی صادقانه گروید و در راه این ایمان، تمامی دارایی و راحتی و رفاهش را بذل کرد و پیوسته تا واپسین دم زندگی و آخرین نفس نیز آن چه در امکان داشت، نثار پیامبر صلی الله علیه واله و گسترش اسلام کرد.

پشتیبان بزرگ اسلام

این بانوی با اخلاص، در تکوین بنای اسلام و پیشبرد آن با بهره گیری از ثروت سرشار و موقعیت و جایگاه عظیمش در دنیای آن روز، سهم به سزایی دارد، تا آنجا که پیامبر اکرم صلی الله علیه واله درباره اش فرموده است:

«ما قام الاسلام الاّ بسیف علیّ و مال خدیجة؛ اسلام پا نگرفت مگر به شمشیر علی و ثروت خدیجه».(2)

وی در لحظات آغازین «بعثت» و سنگینی نزول وحی - که برای پیامبر صلی الله علیه واله دورانی بسیار سخت و بحرانی بود - در تأمین آرامش و امنیت خاطر او سخت می کوشید. با ایثار خالصانه ترین دوستی ها و جانفشانی های یک همسر، طعم شیرین محبت های یک مادر را - مادری که از فرزند در قبال حمله هر نوع دشمنی و تهدید هر خطری دفاع و حمایت می کند- بدو می چشانید.

« بنت الشاطی»- بانوی دانشمند و نویسنده توانای مصری - می گوید:

«آیا هیچ همسری را تاب آن هست که چون «خدیجه» دعوت تاریخی پیامبر صلی الله علیه واله را از صمیم دل و سویدای جان و با ایمانی نیرومند بدون یک ذرّه تردید و شک در صدق پیامش، بپذیرد و به استقبالش رود، با این یقین محکم که خداوند او را هیچ گاه خوار نخواهد ساخت؟ آیا در توان هیچ بانویی جز «خدیجه» با آن همه ثروت بی حساب و بخشش های فراوان هست که در اوج رفاه و آسایش، به نعمت و عزّت و شوکت شاهانه پشت کند تا در تیره ترین ایام سختی در کنار همسرش بایستد و با او در سخت ترین نوع شکنجه و آزار به پاس وفادار ماندن به ایمانش، شرکت کند؟!

بعید است که چنین باشد! بلکه او یگانه بانویی است که تمام امکاناتش را برای یاری پیامبر صلی الله علیه واله و تأمین اعتماد و آرامش و سلامت او به کار گرفت.»(3)

به خدا سوگند که هرگز بهتر از او نصیبم نشده! وی هنگامی به من گروید که دیگران تکفیرم کردند و هنگامی مرا تصدیق کرد که دیگران به تکذبیم پرداختند و هنگامی با دارایی اش به یاری من شتافت که دیگران محرومم ساختند. و خداوند از او، نه از زنی دیگر، به من فرزند عنایت کرد

و باز «بنت الشاطی» می نویسد:

«خدیجه سلام الله علیها در سنینی نبود که تحمل رنج و سختی بر او آسان باشد و از کسانی نبود که در جریان زندگی با ننگی معیشت، محرومیت ها و تلخ کامی ها بار آمده و خو گرفته باشد. اما او، با وجود کهولت، راضی شد سختی هایی را که در اثر محاصره شدن «بنی هاشم» در «شعب ابی طالب» از طرف قریش تحمیل شد، تا سر حدّ مرگ تحمّل کند.»(4)

آری، در آن ایام این بانوی بزرگ پا به مرز 65 سالگی می گذاشت ولی علی رغم این فرسودگی و ضعف، بدون ذرّه‌ای تردید همچنان در کنار محمد صلی الله علیه واله و یاران اندکش صبر پیشه می ساخت و با آنان همگام شد و در این همگامی از خانه، مال و همه چیز خود با طیب خاطر و روحی آرام و مطمئن دست برداشت.(5)

مصیبت بزرگ

سرانجام دست تقدیر، سرنوشت دعوت اسلامی را این گونه پیش آورد که حضرت خدیجه سلام الله علیها سه سال قبل از هجرت و در ماه رمضان سال دهم بعثت اندکی پس از بیرون آمدن از شعب، از دنیا رفت و او را در کوه حجون، بالای مکه به خاک سپردند(6) و موقع دفن، پیامبر صلی الله علیه وآله خود وارد قبر شد.(7) به خاطر این مصیبت بزرگ که با وفات حضرت ابوطالب، عموی پیامبر گرامی اسلام و حامی و یاور وی همراه شد، رسول خدا صلی الله علیه وآله این سال را «عام الحزن»، یعنی سال ماتم و اندوه نامید.(8)

حضرت خدیجه
جای خالی دوست

خدیجه سلام الله علیها از دنیای مردم جاهل زمانه خود رخت بر بست، ولی از قلب همسر بزرگ و با وفایش هرگز نرفت، بلکه همواره چون نوری در جلوی دیدگان وی حضور داشت.

رسول خدا صلی الله علیه واله در فراق خدیجه اشک می ریخت و هر گاه از او یاد می کرد، می گریست و می فرمود: «خدیجه! کجا دیگر مانند خدیجه پیدا می شود؟...» (9)

آن گونه که تاریخ بیان می دارد، بعد از حضرت خدیجه سلام الله علیها زنانی چند به زندگی پیامبر صلی الله علیه واله وارد شدند، ولی هیچ کدام در گستره قلب آن حضرت مقام و موقعیت خدیجه سلام الله علیها را با آن شکوه پیدا نکردند، بلکه همواره جای او در دایره دل و دنیای پیغمبر صلی الله علیه واله خالی ماند و هیچ یک از همسران بعدی جای خالی او را پر نکرد.

عایشه که از همسران پیامبر صلی الله علیه واله است و رسول خدا سال ها پس از وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها با وی ازدواج کرد، می گوید: «من آن قدر که به خدیجه حسادت می ورزیدم به هیچ یک از زن های پیامبر حسادت نمی‌ورزیدم.»(10) سپس او علت آن را چنین بیان می کند:

« زیرا رسول خدا از او بسیار یاد می کرد. او قبل از ازدواج پیامبر با من، از دنیا رفت و خداوند به پیامبر دستور داد که خدیجه را به منزلی از لولو بشارت دهد. آن حضرت هر گاه گوسفندی می کشت، از آن به دوستان حضرت خدیجه هدیه می کرد. گاهی به پیامبر می گفتم: گویا در دنیا زنی غیر از خدیجه نبود! آن حضرت می فرمود: «به درستی که محبت او روزی من شده است.»(11)

روزی از روزها عایشه که نمی توانست خویشتن داری کند، خطاب به رسول خدا صلی الله علیه واله فریاد زد:

«همیشه با حسرت و درد از عجوزه ای از پیرزنان قریش که از شدّت فرسودگی گونه هایش سرخ شده بود، یاد می کنی؛ در حالی که سال هاست که او مرده و خداوند بهتر از او را نصیب تو کرده است!»

نبیّ اکرم صلی الله علیه واله سخت خشمناک شد، به گونه ای که موی های جلو سر حضرت از عصبانیت راست شد و سپس فرمود:

«نه، به خدا سوگند که هرگز بهتر از او نصیبم نشده! وی هنگامی به من گروید که دیگران تکفیرم کردند و هنگامی مرا تصدیق کرد که دیگران به تکذبیم پرداختند و هنگامی با دارایی اش به یاری من شتافت که دیگران محرومم ساختند. و خداوند از او، نه از زنی دیگر، به من فرزند عنایت کرد».

عایشه از سخن باز ایستاد و گفت:

«به خدا سوگند! بعد از این دیگر از وی سخنی به میان نمی آورم.»(12)

وی در لحظات آغازین «بعثت» و سنگینی نزول وحی - که برای پیامبر صلی الله علیه واله دورانی بسیار سخت و بحرانی بود - در تأمین آرامش و امنیت خاطر او سخت می کوشید. با ایثار خالصانه ترین دوستی ها و جانفشانی های یک همسر، طعم شیرین محبت های یک مادر را - مادری که از فرزند در قبال حمله هر نوع دشمنی و تهدید هر خطری دفاع و حمایت می کند- بدو می چشانید

مقام والای بانوی اسلام

عظمت خدیجه کبری سلام الله علیها نزد خدای متعال و کروبیان به قدری والا بود که در همان سال های نخست بعثت که حادثه «معراج» پیش آمد، خدیجه سلام الله علیها مخاطب سلام الهی قرار گرفت.

از زبان پیامبر اکرم صلی الله علیه واله روایت است که: در شب معراج، هنگام بازگشت از آن سفر آسمانی، به جبرئیل گفتم: آیا حاجت و کاری نداری؟ گفت: چرا؛ حاجتم این است که از سوی خدا و از طرف من به خدیجه سلام برسانی.

وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه واله سلام خدا و جبرئیل را برای خدیجه سلام الله علیها نقل کرد، وی گفت: «خداوند، خود سلام است، سلام از اوست و سلام به او باز می گردد و بر جبرئیل هم سلام باد.»(13)

خدیجه سلام الله علیها، 25 سال با رسول خدا صلی الله علیه واله زیست و در دل و جان آن حضرت جای داشت و هیچ زنی چون او محبوب و مورد احترام پیامبر صلی الله علیه واله نبود. امروز در دل شهر مکه، در قبرستان ابوطالب که به «مقبره معلّا» هم معروف است، قبر این بانوی بزرگوار قرار دارد و شیفتگان آن بانو و علاقه مندان حضرت ابوطالب، کنار این قبرستان می ایستند و از آن دو مومن راستین یاد می کنند. یادشان گرامی باد.

پی نوشت:

1) پیامبر اکرم صلی الله علیه واله فرمود: «خدای عزّ و جلّ از زنان عالم چهار زن را برگزید؛ مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه علیهنّ السّلام». قاموس الرّجال، شوشتری، ج 10، ص 430.

2) مناقب خدیجة الکبری، مقدمه، ص 3.

3) زینب بانوی قهرمان کربلا، بنت الشاطی (ترجمه)، ص 21.

4) همان.

5) شایان توجه است که مصارف و آذوقه مسلمانان در طول سال های محاصره، به عهده خدیجه سلام الله علیها بود؛ به نحوی که هر از چند گاهی دامادش ابوالعاص، مایحتاج آنان را بر شترها بار کرده و به محضر پیامبر صلی الله علیه وآله و خدیجه سلام الله علیها می رساند. (ریاحین الشریعه، ج2، ص 211)

6) المنتخب من ذیل المذیل، طبری: 86.

7) الاصابة، ابن حجر 8: 103.

8) اعلام الوری با علام الهدی، طبرسی 1: 53؛ مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب 1: 150 و امتاع الاسماع، مقریزی 1: 45.

9) سفینة البحار، ج1 ص 381 و اعلام النساء المومنات، ص 322.

10) اعلام النساء المومنات، ص 322؛ سفینة البحار، ج1، ص 380 و بحارالانوار، ج 16، ص 803 و 12.

11) صحیح البخاری، بخاری 4: 231. صحیح مسلم، مسلم نیشابوری 7: 124.

12) الاستیعاب، ج 4، ص 1824 و اعلام النساء المومنات، ص 324- 321.

13) سفینة البحار، ج1، ص 379 و بحارالانوار، ج16، ص 807 و 11.

منبع: تبیان






نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
          
جمعه 28 تیر 1392
چهارشنبه 23 فروردین 1396 14:51
An impressive share! I've just forwarded this onto a friend
who was conducting a little research on this. And he actually ordered me dinner due to the fact that I stumbled upon it for him...

lol. So let me reword this.... Thank YOU for the meal!!

But yeah, thanks for spending the time to discuss this subject here
on your website.
سه شنبه 8 مرداد 1392 20:29
سلام علیكم
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد . . شهادت مظلومانه امام علی بی ابیطالب امیرمومنان(ع) را به پیشگاه خوبان تسلیت عرض میكنیم .

برای قران به سر گرفتن ، هنر آن است که قرآن به دل کنیم. بهتر است کتاب قرآن 114 سوره کامل باشد و اینکه صفحه باز شده قرآن به سمت آسمان باشد نه روی سر،

به یاد حضرت زهرا سلام الله علیها بودن (افسوس که ما از ایشان اسمی میشناسیم) که حقیقت شب قدر است و ایشان اصل و مابقی فرع،

تحصیل و مباحثه علم حقیقی افضل است، تفکر و توبه و شب بیداری (بیداری خود هنر است) و استغفار، دعا در حق دیگران و اقامه نمازهای وارده (نه خواندن نماز)، و . .

از حضور نورانی شما بزرگوار تشكر و قدردانی میكنم، محتاج دعای جمله خوبانم
شنبه 5 مرداد 1392 19:20
امشب رحمت دوست جاریست، مانند رود، نه! مانند باران، اگر دلتان لرزید، بغضتان ترکید،

کسی اینجا محتاج دعاست، اگر یادتان بود باران گرفت دعایی به حال من بیابان کنید.
التماس دعا...
چهارشنبه 2 مرداد 1392 18:23
مهمانی حق چه باصفا شد

میلاد امام مجتبی شد

ماه رحمت، سفره اش گسترده شد

زنده از فیضش جهان مرده شد

ولادت امام حسن مجتبی بر شما مبارک
یه سری بزنید دیــــــــــــگه
یکشنبه 30 تیر 1392 16:38
توخیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفت:

آقا ببخشید, مادر من تو اون آسایشگاه روبرو نگهداری میشه, من روم نمیشه چشم تو چشمش بشم چون زنم مجبورم کرد ببرمش اونجا, این امانتی رو اگه از قول من بهش بدید خیلی لطف کردید.
قبول کردم و کلی هم نصیحتش کردم که مادرته بابا, اونم ابراز پشیمونی کرد و رفتم داخل آسایشگاه, پیر زن رو پیدا کردم, گفتم این امانتی مال شماس, گفت حامد پسرم تویی؟
گفتم نه مادر, دیدم دوباره گفت حامد تویی مادر؟

دلم نیومد این سری بگم نه , گفتم آره, پیرزنه داد زد میدونستم منو تنها نمی ذاری,
شروع کرد با ذوق به صدا کردن پرستار که دیدی پسر من نامهربون نیست؟
پرستاره تا اومد گفت شما پسرشون هستید؟

تا گفتم آره دستمو گرفت, گفت 4 ماه هزینه ی نگهداری مادرتون عقب افتاده , باید تسویه کنید
حالا از من هی غلط کردم واینکه من پسرش نیستم ولی دیگه باور نمی کردن
آخر چک و نوشتم دادم دستش, ولی ته دلم راضی بود که باز این پیر زن و خوشحال کردم , هر چند که پسرش خیلی ... بود.

اومدم از پیرزنه خدافظی کنم تا منو دید گفت دستت درد نکنه , رفتی بیرون به پسرم حامد بگو پرداخت شد , بیا تو مادر!!!

یکشنبه 30 تیر 1392 12:31
سلام ببخشید که دیر سر زدم



الهی...
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم...
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی....
در اگر باز نگردد، نروم باز به جایی...
پشت این دیوار نشینم،چو گدا بر سر راهی...
کس بغیر از تو نخواهم، چه بخواهی چه نخواهی...
باز کن در ، که جز این خانه مرا نیست پناهی....
شنبه 29 تیر 1392 19:59
مهدیا
کاش در این رمضان لایق دیدار شویم...
سحری بانظر لطف توبیدار شویم...
التماس دعا
شنبه 29 تیر 1392 10:31
خداوندا تو را می خواهم ای از خاکیان برتر
تو را می گریم ای در کهکشان جاری
سکوت بغضهایم را جوابی ده
غریبی های اشکم را پناهی باش . . .

جمعه 28 تیر 1392 23:35
سلام علیكم
دستهای خالی من دخیل دلهای پاکتان، مرا در این ماه مبارك رمضان نه به بهای لیاقت، بله به رسم رفاقت دعا کنید.

امام جمعه شهرستان بابل هفته گذشته در خطبه های نمازجمعه : چند روز پیش خدمت مقام معظم رهبری جلسه ای داشتیم. حین صحبت رهبری بود که صدای اذان ظهر بلند شد، رهبری صحبت خود را برای نماز اول وقت قطع کردند. بعد سخنی گفتند که بسیار تأمل برانگیز بود. ایشان گفتند: خیلی چشم سفیدی می‌خواهد که فردی صدای "حی علی خیرالعمل" را بشنود و باز هم نشسته باشد و به کارش مشغول گردد .

امسال نیز به روال سال‌های گذشته از ابتدای ماه مبارک رمضان نماز جماعت ظهر و عصر به امامت حضرت امام خامنه‌ای با حضور اقشار مختلف مردم در حسینیه امام خمینی رحمه‌الله اقامه می‌شود. این مراسم از روز اول ماه مبارک رمضان، همه روزه به جز روزهای جمعه تا روز پایانی ماه مبارک رمضان ادامه خواهد داشت و عموم مردم مومن و روزه‌دار می‌توانند برای شرکت در این مراسم معنوی به حسینیه امام خمینی رحمه‌الله واقع در خیابان فلسطین جنوبی، تقاطع آذربایجان مراجعه کنند.

ماهی سرشار از برکت و رحمت و عبادتهای پذیرفته شده برایتان آرزو دارم، از حضور نورانی شما تشكر و قدردانی می كنم، در شب های نورانی محتاج دعای جمله خوبانم
جمعه 28 تیر 1392 17:02
باسلام وتسلیت به مناسبت فرارسیدن وفات بزرگ بانوی عالم،ام المومنین ،
ازشما دعوت می شود که به وبلاگ ماهم سر زده ودرصورت تمایل تبادل لینک نمایید. یاحق
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد کل پست ها :